مدلینگ (پارت ۸۸)

کوک: اشکال نداره *خنده*
لیا: بچه بی ادب، باباتها
کوک: خب حالا دعوا نکن بچموووو
میخندیم، میاد تو بغلم
لیا: میدونی دیوونتم دیگه
معلوم بود داره حالشو تحمل میکنه
کوک: آره عشقم
لیا: بریم بخوابیم؟
کوک: برو من میام، گشنمه *خنده*
لیا: باشه عشقم
میره میخوابه منم شام میخورم، میبینم گوشیم زنگ میخوره لونا بود، جواب دادم
// مکالمه //
کوک: الو؟
لونا: سلام کوکی
کوک: سلام، چطوری؟
لونا: خوبم
کوک: ته اومد؟
لونا: نه ماموریت کاری داشت تازه زنگ زد بهم
کوک: آها اوکی
لونا: دلم براش تنگ شده *بغض*
کوک: لوس، بگیر بخواب *خنده* زود برمیگرده نگران نباش
لونا: اوهوم
کوک: مرسی خبر دادی
لونا: خواهش، شب بخیر
کوک: خدافظ
// پایان مکالمه //
خواستم برم پیش لیا بخوابم یادم اومد حالش بد میشه رفتم رو کاناپه خوابیدم

حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
دیدگاه ها (۱۰)

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

مدلینگ (پارت ۴۹)

مدلینگ (پارت ۴۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط