{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمی نویسد از " مردها "

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمی نویسد از " مردها "
از چشم‌ها و شانه‌ها و دستهایشان
از آغوششان
از عطر تنشان،
از صدایشان
از دلگرمی هایشان ...
پررو می‌شوند؟
خب بشوند ...
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمان نرفته‌ایم ؟
مگر ما به اتکاء همین دست‌ها
همین نگاه‌ها
همین آغوشها، در بزنگاههای زندگی
سرِپا نمانده‌ایم؟...
من بلد نیستم در سایه، دوست داشته باشم
من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند
من می‌خواهم
همه بدانند " مرد من " بی همتاست
من می خواهم
مَردَم بداند دوستش دارم ...❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۶)

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهااز چشم‌ها و شــانه‌ه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط