👇 زخم چرکین👇

👇 زخم چرکین👇
🌲 عمریست که در جنگ و ستیزیم و دریغا.
🌲 این غصّه یِ جانسوز که پایان شدنی نیست.
🍄 ازرده بُوَد روح و روانم : همه از درد .
🍄 این خاطرِ پژمرده که درمان شدنی نیست .
🌲 بال و پرِ دل , درقفس سینه شکسته .
🌲 این کلبه یِ مخروبه , گلستان شدنی نیست.
🍄 ای چرخ : مزن بر دلِ ما شعله یِ آتش .
🍄 این جایگهِ عشق که بریان شدنی نیست.
🌲 گر خانه ی دلِ تیره و تار است : چه سازم ؟
🌲 فانوسِ دلِ مرده , فروزان شدنی نیست .
🍄 گفتند که آینده چنین است و چنان است.
🍄 آن عهدِ گرانمایه و پیمان : شدنی نیست .
🌲 بس لافِ حکیمانه مزن , عالِمِ مغرور .
🌲 کذّاب و ریا کار که لقمان شدنی نیست.
🍄 بهبودیِ این زخم که چرکین شد: عظیما .
🍄 جز مرهمی ازجانبِ یزدان : شدنی نیست .
🌴 شعرازعبدالعظیم عربی🌴 خوزستان🌴
دیدگاه ها (۲۶)

جز او به دلم، گرچه کسی جا شدنی نیستبا من به دل او، هوسِ ما ش...

🌷 دوستان عزیزم : با دیدن این تصویر. دیگ طبعم🌷 اینچنین به جوش...

👉 بازنویسی شعر چاپ شده در روزنامه طلوع👉 👇 چاپ امرو سه شنبه 2...

کیست زینب افتخار جمله اعصار و غرورهر زمان گویی تو یا زینب زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط