ای که دل ها همـه از داغ ِ غمت غمگین است
ای که دل ها همـه از داغ ِ غمت غمگین است
وی که از خــون تو صحـرای بلا رنگین است
نـرود یاد لب ِ تشنه ات از خاطـره ها*
هـرکه را می نگرم از غـم تو غمگین است*
زان فـداکاری و جانبازی ِ مردانه ی تو
به لب خلق ِ جهـان تا به ابد تحسین است
نـازم آن همـت والا که تـو را بـود حسین
که قـیام ات سبب رشـد و بقای دین است
جان ز کـف دادن و تسلیم به ظالم نشدن
آری آری ! به خـدا همت ِ عالی این است
جـاودان خاطره ی نهضت ِ خونین تو شد
چون که دین زنده از آن خاطره ی خونین است
جان به قربان تو ای کشته ؛ که خـود فرمودی :
مـرگ ِ با نام به از زندگی ننگین است*
زان جـفایی که به جان تـو روا داشت یزید
تا ابـد دیده ی تاریخ بـر او بدبین است
میـهمان کشتن و آنگاه اسیری ِ عیال
این گناهی است که مستوجب صد نفرین است
هرکه از صدق و صـفا دست به دامان تو زد
عزت ِ هر دو جـهانش به خدا تامین است
چـه کنم گر نکنم گـریه به مظلومی ِ تـو
گـریه آبی است که بـر آتش دل تسکین است
تا منـظم به جهان گردش ِ لیل است و نهـار
تا مـنوّر به فضا مهـر و مه و پـروین است
بـر تو و بر همه یاران ِ شهید تو درود
که ز خـون شهدا عزت دین تضمین است
غیـر نام تو نباشد به زبان " خسرو " را
که ز نـام ِ تو بود ... گر سخنش شیرین است
وی که از خــون تو صحـرای بلا رنگین است
نـرود یاد لب ِ تشنه ات از خاطـره ها*
هـرکه را می نگرم از غـم تو غمگین است*
زان فـداکاری و جانبازی ِ مردانه ی تو
به لب خلق ِ جهـان تا به ابد تحسین است
نـازم آن همـت والا که تـو را بـود حسین
که قـیام ات سبب رشـد و بقای دین است
جان ز کـف دادن و تسلیم به ظالم نشدن
آری آری ! به خـدا همت ِ عالی این است
جـاودان خاطره ی نهضت ِ خونین تو شد
چون که دین زنده از آن خاطره ی خونین است
جان به قربان تو ای کشته ؛ که خـود فرمودی :
مـرگ ِ با نام به از زندگی ننگین است*
زان جـفایی که به جان تـو روا داشت یزید
تا ابـد دیده ی تاریخ بـر او بدبین است
میـهمان کشتن و آنگاه اسیری ِ عیال
این گناهی است که مستوجب صد نفرین است
هرکه از صدق و صـفا دست به دامان تو زد
عزت ِ هر دو جـهانش به خدا تامین است
چـه کنم گر نکنم گـریه به مظلومی ِ تـو
گـریه آبی است که بـر آتش دل تسکین است
تا منـظم به جهان گردش ِ لیل است و نهـار
تا مـنوّر به فضا مهـر و مه و پـروین است
بـر تو و بر همه یاران ِ شهید تو درود
که ز خـون شهدا عزت دین تضمین است
غیـر نام تو نباشد به زبان " خسرو " را
که ز نـام ِ تو بود ... گر سخنش شیرین است
- ۹۷۲
- ۰۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط