شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است

شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است

کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی‌ارزد

چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد
دیدگاه ها (۶)

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش چهارم_یک ثانیه می‌خندد صدای پایی می‌آید من...

عاشقانه ها

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط