{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته م...

خسته م...
از صبوری خسته م...
از فریادهایی که در گلویم خفه ماند...
از اشک هایی که قاه قاه خنده شد...
و از حرف هایی که زنده به گور گشت در گورستان دلم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را،
در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی...
این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام...
برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم...!
دیدگاه ها (۶)

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

ــــخــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے...

خستــه ام… از صبوری خستـــه ام… از فریـــادهایی که در گلوی...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه ما...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خسته ام...از صبوری خسته ام..از فریادهایی که در گلویم خفه مان...

fereshteh خستـــــــــــــــــه ام خسته از صبوری از فریادها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط