{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که آواز نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم

شبی که آواز نی تو شنیدم چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم
توای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی
من همه جا، پی تو گشته‌ام از مه و مهر، نشان گرفته‌ام
بوی تو را، ز گل شنیده‌ام دامن گل، از آن گرفته‌ام
توای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی
دل من، سرگشته تو نفسم، آغشته تو
به باغ رؤیاها، چو گلت بویم در آب و آئینه، چو مهت جویم
توای پری کجایی؟
در این شب یلدا، ز پی‌ات پویم به خواب و بیداری، سخنت گویم
توای پری کجایی؟
مه و ستاره درد من می‌دانند که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو میان اشک من چو گل وا شو
توای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی
دیدگاه ها (۵)

بفرما افطار

یه مسافر، یه غریبه، یه شبم بی پنجرهمی روم با کوله بار سرگذشت...

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنیمی رسد روزی که مرگ عشق ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط