شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز
شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز
تو از کدام دیاری به من بگو، پاییز
بیا به گوش هم ای میهمان گردآلود
حديث غصه بگوییم مو به مو، پاییز
بیا چون غنچۀ خشکیده بر تو افشانم
مرا شرابی اگر مانده در سبو، پاییز
تو پیک حسرتی اما غم تو شیرین است
مگر گذشتهای از باغ آرزو پاییز
بنفشه سر به گریبان و بیدبن به وداع
فكنده زورق زرّین در آب جو پاییز
خدای را به خود آن باغبان پیر چه گفت؟
چو شد به دست تهی با تو روبه رو، پاییز
گلی به دست نهالی ز غارت تو نماند
میان باغ کنی هر چه جستجو، پاییز
مسوز رايت سبز چنار را زنهار
که در میان چمن دارد آبرو پاییز
هنوز بید نگون رشتههای گیسو را
در آب چشمه نداده است شستشو پاییز
نداشت پیچک وحشی خبر که طارم تاک
به یک نهیب فتد بر سرش فرو پاییز
مگر ز فاجعهای قاصدک پیام آورد
که با نسیم دوان است کو به کو پاییز
چو باد سر دهد آهنگ سردمهریها
فتد به جان من آتش ز یاد او پاییز
نه گل نه سبزه بمانَد، نه ارغوان نه گیاه
ازین سموم که تازد ز چارسو، پاییز
به مویههای حزین غمگسار «پرتو» باش
مرا ترانه شکسته است در گلو، پاییز
▫️" پرتو کرمانشاهی "
تو از کدام دیاری به من بگو، پاییز
بیا به گوش هم ای میهمان گردآلود
حديث غصه بگوییم مو به مو، پاییز
بیا چون غنچۀ خشکیده بر تو افشانم
مرا شرابی اگر مانده در سبو، پاییز
تو پیک حسرتی اما غم تو شیرین است
مگر گذشتهای از باغ آرزو پاییز
بنفشه سر به گریبان و بیدبن به وداع
فكنده زورق زرّین در آب جو پاییز
خدای را به خود آن باغبان پیر چه گفت؟
چو شد به دست تهی با تو روبه رو، پاییز
گلی به دست نهالی ز غارت تو نماند
میان باغ کنی هر چه جستجو، پاییز
مسوز رايت سبز چنار را زنهار
که در میان چمن دارد آبرو پاییز
هنوز بید نگون رشتههای گیسو را
در آب چشمه نداده است شستشو پاییز
نداشت پیچک وحشی خبر که طارم تاک
به یک نهیب فتد بر سرش فرو پاییز
مگر ز فاجعهای قاصدک پیام آورد
که با نسیم دوان است کو به کو پاییز
چو باد سر دهد آهنگ سردمهریها
فتد به جان من آتش ز یاد او پاییز
نه گل نه سبزه بمانَد، نه ارغوان نه گیاه
ازین سموم که تازد ز چارسو، پاییز
به مویههای حزین غمگسار «پرتو» باش
مرا ترانه شکسته است در گلو، پاییز
▫️" پرتو کرمانشاهی "
- ۱.۴k
- ۰۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط