{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

در آفاق گشادست ولیکن بستست
از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر

من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر
از من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیر

گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر

این حدیث از سر دردیست که من می‌گویم
تا بر آتش ننهی بوی نیاید ز عبیر

گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست
رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر

عشق پیرانه سر از من عجبت می‌آید
چه جوانی تو که از دست ببردی دل پیر

من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم
برنگیرم و گرم چشم بدوزند به تیر

عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر

سعدیا پیکر مطبوع برای نظرست
گر نبینی چه بود فایده چشم بصیر
دیدگاه ها (۲)

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

اتدیشه

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردیسحر چون آفتاب از آشیان ...

تقدیم به زندگیم:💐🧿🫀شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردیسحر ...

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردیسحر چون آفتاب از آشیان ...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط