{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان به لب آمد و بوسید لب جانان را

جان به لب آمد و بوسید لب جانان را
طلب بوسهٔ جانان به لب آرد جان را

سر سودا زده بسپار به خاک در دوست
که از این خاک توان یافت سر و سامان را

صد هزاران دل گم گشته توان پیدا کرد
گر شبی شانه کند موی عبیر افشان را

زده ره عقل مرا، حور بهشتی رویی
که به یک عشوه زند راه دو صد شیطان را

سست عهدی که بدو عهد مودت بستم
ترسم آخر که به سختی شکند پیمان را

ابر دریای غمش سیل بلا می‌بارد
یا رب از کشتی ما دور کن این توفان را

حیف و صد حیف که دریای دم شمشیرش
این قدر نیست که سیراب کند عطشان را

با دم ناوک دل دوز تو آسوده دلم
خوش‌تر آن است که از دل نکشم پیکان را

عین مقصود ز چشم تو کسی خواهد یافت
که زنی تیرش و بر هم نزند مژگان را

گر سیه چشم تو یک شهر کشد در مستی
لعل جان‌بخش تو از بوسه دهد تاوان را

دوش آن ترک سپاهی به فروغی می‌گفت
که مسخر نتوان ساخت دل سلطان را

آفتاب فلک فتح ملک ناصر دین
که به هم‌دستی شمشیر گرفت ایران را


فروغی بسطامی
دیدگاه ها (۱۱)

🏴 نوحهٔ حماسی «ترازِ غیرت و پیمان» | دکترینِ حَد••• ──────『 ...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

🍃 🍃 🌹 🌹 🍃 🍃 جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانا...

تا صورت زیبای تو از پرده عیان شدیک باره پری از نظر خلق نهان ...

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط