مرغ در مانده ام و بال وپرم افتاده
مرغ در مانده ام و بال وپرم افتاده
قرعه خون جگری بر جگرم افتاده
معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده
بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده
یک نفر نیست به داد من تنها برسد
آنقدر دام گنه دور و برم افتاده
دیر شد آخر عمری به خودم آمدم و
وسط معرکه دیدم سپرم افتاده
همه ی دار و ندار دل رسوای من است
این دو تا قطره که از چشم ترم افتاده
حُب زهرا من خُسران زده را آدم کرد
بر زبان همه حالا خبرم افتاده
دلخوشم سائلم و ریزه خوره پنج تنم
روزیم دست خدایان کرم افتاده
بی سبب نیست به لب ناد علی می خوانم
به سرم شور نجف شور حرم افتاده
تربت کرببلا با دل من کاری کرد
باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده
روز ی ام کرببلا نیست ولی شکر خدا
به سوی مجلس روضه گذرم افتاده
مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت
خنجری کُند به جان پسرم افتاده
نــوکــــــــر نــوشـــت:
حـسیــن جـان.....
وقٺی قرار هسٺ و ببینی دوباره نیسٺ
باران چشمهای ترَم را شماره نیسٺ
دل دل نڪن مرا حرم ڪربلا ببر
در کار خیرحاجٺ هیچ اسٺخاره نیست
قرعه خون جگری بر جگرم افتاده
معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده
بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده
یک نفر نیست به داد من تنها برسد
آنقدر دام گنه دور و برم افتاده
دیر شد آخر عمری به خودم آمدم و
وسط معرکه دیدم سپرم افتاده
همه ی دار و ندار دل رسوای من است
این دو تا قطره که از چشم ترم افتاده
حُب زهرا من خُسران زده را آدم کرد
بر زبان همه حالا خبرم افتاده
دلخوشم سائلم و ریزه خوره پنج تنم
روزیم دست خدایان کرم افتاده
بی سبب نیست به لب ناد علی می خوانم
به سرم شور نجف شور حرم افتاده
تربت کرببلا با دل من کاری کرد
باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده
روز ی ام کرببلا نیست ولی شکر خدا
به سوی مجلس روضه گذرم افتاده
مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت
خنجری کُند به جان پسرم افتاده
نــوکــــــــر نــوشـــت:
حـسیــن جـان.....
وقٺی قرار هسٺ و ببینی دوباره نیسٺ
باران چشمهای ترَم را شماره نیسٺ
دل دل نڪن مرا حرم ڪربلا ببر
در کار خیرحاجٺ هیچ اسٺخاره نیست
- ۱.۷k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط