کجایی که تنهایی و بی کسی

کجایی که تنهایی و بی کسی

با من آشنا کرده حس غمو

ببین داغ دوری از آغوش تو

به زانو در اورده احساسمو

همه فکر و ذکرم شدی و هنوز

داره آب می شه دلم پای تو

ببین قفل لبهای من وا شده

من و قصه گو کرده چشمای تو

خیالم و از عمق دلواپسی

تا رویای بوسیدنت می برم

سکوت شب و گریه پر می کنه

شبای که از خواب تو می پرم

نشد قسمتم باشی و پیش تو

به لبخند هر روزت عادت کنم

منو محو چشمای مستت کنی

تو رو مثل کعبه عبادت کنم

من این کنج زندون، ماتم زده

تو بیرون از این جا تو رویای من

من این گوشه جای تو غم می خورم

تو بیرون از این میله ها جای من

دارم تو هوای تو پر میزنم

داری غصه هامو نفس می کشی

به یادت رها می شم از این قفس

تو از غصه ی من نفس می کشی

از این شهر خاکستری دلخورم

از این بغض پیچیده تو لحظه هام

تو این روزهای پر از بی کسی

تو تنها،تنها تو موندی برام

نباید چشمامون از عشق تر بشه

به خشکی این شهر بر می خوره

هنوزم یکی توی پس کوچه ها

داره عاشقی ها رو سر می بره…
دیدگاه ها (۵)

با تمام شهر جورم با تو جور دیگرمبا همه پر می گشایم با تو تنه...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

بیینبیا رو راست باشیممن دیوانم تو ام دیوانه ایهرکی که منو فا...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

ببین من کااااملا موافق این هستم که شما باید با دکترین حاج قا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سناریو تهیونگ

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط