{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تمام زندگی ام آدم هایِ بسیاری را دیده ام،

در تمام زندگی ام آدم هایِ بسیاری را دیده ام،
به چشمانِ فراوانی خیره شده ام،
آدم هایِ زیادی را دوست داشته ام،
اما تنها همان یکبار بود که بعد از دیدنِ چشمانی ،
نفس هایم حبس، ضربانِ قلبم تند تر و چشمانم از قطعی اتصالِ نگاه ها عاجز ماند،میخواهم بگویم عشق شاید چیزی باشد که قدرتِ قطع بعضی اتصال ها را از اختیارت خارج میکند ...

#الهه__میرزائی
دیدگاه ها (۱)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

Destiny part 17

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Twelve

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط