دریکی از روزهای سرد وبارانی سال 1341 دریکی از محله های شی
دریکی از روزهای سرد وبارانی سال 1341 دریکی از محله های شیراز کودکی به دنیا آمد که اورا عبدالحمید نامیدند.
وی پسری پرجنب وجوش بازیگوش ودرعین حال بسیار مؤدب بود .فضای مذ هبی حاکم بر خانواده محیط مناسبی برای پرورش وتربیت معنوی وی فراهم ساخت واو باآموختن نماز وزمزمه اولین آیات نور بیش از پیش برنورانیت آن محفل انس افزود. عبدالحمید دوران پرخاطره کودکی را درچنین محیطی پشت سر گذاشت ودرهفتمین سال زندگی خودرا برای روزهای مدرسه آماده کرد.وی تحصیلات خودرااز سال 1347 از دبستانهای شیراز آغاز نموده پس از سالها تلاش وکوشش اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب بادریافت مدرک دیپلم از دبیر ستان ابوذر شیراز از تحصیل فراغت یافت .
سردار شهید عبدالحمید حسینی فعالیتهای سیاسی وانقلابی خود را از مساجد سلمان وجوادالائمه آغاز کرد وباشرکت درتظاهرات وراهپیمایی های ضد رژیم انزجار خودرا از حکومت ستم شاهی اعلام داشت .وی دراین مسیر بارها مورد تعقیب بازداشت وشکنجه نیروهای خود فروخته رژیم قرار گرفت تا آنجا که خاطره تلخ هجوم نیروهای ساواک به مسجد حبیب وشکنجه فجیع مردم درروز عید سعید غدیر راتاپایان عمر باخود داشت.
آن شهید بزرگوار پس از طلوع فجر آزادی دربهمن ماه 1357 وهمزمان باتشکیل جهاد سازندگی راهی شهر قهرمان پرور ارسنجان گردید ومسؤولیت هایی رادر جهاد سازندگی این شهر برعهده گرفت .وی در همین زمان تحصیلات خود راکه در جریان انقلاب ناتمام مانده ادامه داد وبا پیوستن به هسته های بسیج دانش آموزی فعالیت های پیگیری رادرمبارزه با منافقین وضد انقلاب آغاز کرد. تشکیل سپاه به فرمان حضرت امام درسال 1358 اوراجهت پیوستن به این نیروی خودجوش مردمی آماده کرد .وی بعد از گذراندن دوره های مختلف آموزش نظامی درپادگان ولی عصر تهران رسمابه عضویت سپاه درآمد وخودراآماده دفاع ازاسلام وانقلاب نمود. شعله افروزیهای دشمن بعثی درجنوب کشور رادرشهریور 1360 به سوی سرزمینهای آتش خیز آبادان روانه ساخت واوبه عنوان یک پاسدار جان برکف در حماسه شکست حصر آبادان شرکت کرد .
وی سه ماه بعد در آذرماه 1360 راهی کردستان گردید ودر شهر بوکان به مبارزه باضد انقلاب ودمکر ات پرداخت .زمزمه آغاز عملیات فتح المبین آن وجود مشتاق رابار دیگر به مناطق جنوب کشاند وزمینه رابرای بروز شایستگی های وی مهیا ساخت. وی همچنین باقبول مسؤولیت معاونت یکی از گردانهای لشکر 19 فجر در عملیات ظفرمند بیت المقدس (2) شرکت کرد ودر جوار دوست و همرزم دلسوخته اش شهید شاهچراغی به مصاف با دشمن تاچنگ ودندان مسلح بعثی رفت .شهید شاهچراغی درعملیات یاد شده پس از حماسه آفرینی های بسیار به فیض عظیم شهادت نائل آمد وعبدالحمید را درسوگ آن سینه سرخ مهاجر نشاند روح ناصبور وسراسر اشتیاق این سردار بزرگ پس از سه روز بیقراری سرانجام درسیزدهم اردیبهشت 1361 دردیدار دوست احرام خون بست ودر خلسه شوق به همرزم شهیدش پیوست .خاک خونرنگ فکه هنوز بعد از سالها خاطره پرواز ملکوتی وی را درسینه چاک چاک خود نهفته است.
وی پسری پرجنب وجوش بازیگوش ودرعین حال بسیار مؤدب بود .فضای مذ هبی حاکم بر خانواده محیط مناسبی برای پرورش وتربیت معنوی وی فراهم ساخت واو باآموختن نماز وزمزمه اولین آیات نور بیش از پیش برنورانیت آن محفل انس افزود. عبدالحمید دوران پرخاطره کودکی را درچنین محیطی پشت سر گذاشت ودرهفتمین سال زندگی خودرا برای روزهای مدرسه آماده کرد.وی تحصیلات خودرااز سال 1347 از دبستانهای شیراز آغاز نموده پس از سالها تلاش وکوشش اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب بادریافت مدرک دیپلم از دبیر ستان ابوذر شیراز از تحصیل فراغت یافت .
سردار شهید عبدالحمید حسینی فعالیتهای سیاسی وانقلابی خود را از مساجد سلمان وجوادالائمه آغاز کرد وباشرکت درتظاهرات وراهپیمایی های ضد رژیم انزجار خودرا از حکومت ستم شاهی اعلام داشت .وی دراین مسیر بارها مورد تعقیب بازداشت وشکنجه نیروهای خود فروخته رژیم قرار گرفت تا آنجا که خاطره تلخ هجوم نیروهای ساواک به مسجد حبیب وشکنجه فجیع مردم درروز عید سعید غدیر راتاپایان عمر باخود داشت.
آن شهید بزرگوار پس از طلوع فجر آزادی دربهمن ماه 1357 وهمزمان باتشکیل جهاد سازندگی راهی شهر قهرمان پرور ارسنجان گردید ومسؤولیت هایی رادر جهاد سازندگی این شهر برعهده گرفت .وی در همین زمان تحصیلات خود راکه در جریان انقلاب ناتمام مانده ادامه داد وبا پیوستن به هسته های بسیج دانش آموزی فعالیت های پیگیری رادرمبارزه با منافقین وضد انقلاب آغاز کرد. تشکیل سپاه به فرمان حضرت امام درسال 1358 اوراجهت پیوستن به این نیروی خودجوش مردمی آماده کرد .وی بعد از گذراندن دوره های مختلف آموزش نظامی درپادگان ولی عصر تهران رسمابه عضویت سپاه درآمد وخودراآماده دفاع ازاسلام وانقلاب نمود. شعله افروزیهای دشمن بعثی درجنوب کشور رادرشهریور 1360 به سوی سرزمینهای آتش خیز آبادان روانه ساخت واوبه عنوان یک پاسدار جان برکف در حماسه شکست حصر آبادان شرکت کرد .
وی سه ماه بعد در آذرماه 1360 راهی کردستان گردید ودر شهر بوکان به مبارزه باضد انقلاب ودمکر ات پرداخت .زمزمه آغاز عملیات فتح المبین آن وجود مشتاق رابار دیگر به مناطق جنوب کشاند وزمینه رابرای بروز شایستگی های وی مهیا ساخت. وی همچنین باقبول مسؤولیت معاونت یکی از گردانهای لشکر 19 فجر در عملیات ظفرمند بیت المقدس (2) شرکت کرد ودر جوار دوست و همرزم دلسوخته اش شهید شاهچراغی به مصاف با دشمن تاچنگ ودندان مسلح بعثی رفت .شهید شاهچراغی درعملیات یاد شده پس از حماسه آفرینی های بسیار به فیض عظیم شهادت نائل آمد وعبدالحمید را درسوگ آن سینه سرخ مهاجر نشاند روح ناصبور وسراسر اشتیاق این سردار بزرگ پس از سه روز بیقراری سرانجام درسیزدهم اردیبهشت 1361 دردیدار دوست احرام خون بست ودر خلسه شوق به همرزم شهیدش پیوست .خاک خونرنگ فکه هنوز بعد از سالها خاطره پرواز ملکوتی وی را درسینه چاک چاک خود نهفته است.
- ۲.۳k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط