من فاطمهام!
من فاطمهام!
خلیفۀ غاصب بر منبر نشسته بود و مستأصل
صدای بانوی بانوان فضا شهر مدینه را به سکوت واداشته بود. سقیفه جرئت تحرک نداشت؛
فاطمه سلام الله علیها از حکمتِ دستورات پروردگارش سخن راند: خداوند ایمان را طهارت شما از شرک قرار داد، و نماز را دوری از کبر، و زکات را صفای روح و زیادی در روزی، و روزه را تحکیم اخلاص، و حج را بلندی و رفعت دین و احیای سنتها و اعلان شریعت، و عدالت را نظام قلبها و قبولی دین، و اطاعت ما اهل بیت را موجب نظام داشتن ملت، و امامتِ ما را امان از تفرقه و جدایی، و دوستیِ ما و جهاد را عزت اسلام، و صبر را کمکی بر استحقاق اجر، و امر به معروف را باعث مصلحت عمومی، و نهی از منکر را برای تنزیه دین، و نیکی به والدین را حفظ از نارضایتی، و صلۀ ارحام را مایۀ طولانی شدن عمر و کثرت افراد یکدل، و قصاص را حفظ خونها، و وفای به نذر را روزنهای برای بخشش گناهان، و کامل نمودن کیل و وزن را برای حفظ اموال از نقص و ضرر، و نهی از نوشیدن شراب را دوری از پلیدی، و پرهیز از نسبت ناروا به بانوان عفیفه را مانع از لعنت،17 و دوری از دزدی را سبب جلوگیری از اعمال زشت، و نخوردن مال یتیم و برنداشتن آن را پناهی از ظلم، و نهی از زنا را حفظ از غضب الهی، و عدالت در احکام را مایۀ دلگرمی مردم، و ظلم ننمودن در حکم را برای ترس از حق، و حرمت شرک را برای اخلاص در قبول ربوبیت خویش قرار داده است.
پس حمد و ثنای خدایی را بجای آورید که با عظمت و نورش تمام اهل آسمان و زمین در جستجوی وسیلهای به سوی اویند؛ و ما آن وسیلۀ الهی در خلقش هستیم. و ما آل رسول خداییم، و ما مقربان درگاه خدا، و جایگاه قدس او و حجت غیبی الهی و وارث انبیای اوییم.
مردم در حیرت بودند از ضربهای که فاطمه سلام الله علیها بر روح خفتۀ آنان وارد کرد! نهیب او خواب غفلت از سرشان پراند که آیا میدانید چه کسی با شما سخن میگوید؟
ای مردم بدانید من فاطمهام، و پدرم محمد صلی الله علیه و آله که فرستادۀ پروردگارتان و خاتم پیامبرانتان است. کلام اول و آخر من این است، و در این مطلب اشتباه نمیکنم و آنچه انجام میدهم گزاف نیست و سخن به دروغ نمیگویم. پس با گوشهای شنوا و قلبهای آگاه سخن مرا گوش کنید.
آنگاه دختر نبوت، روزهای سخت اسلام و زحمات پدر را یادآور شد: فرستادۀ خدا نزد شما آمد که از شما بود و تحمل مشقت شما بر او دشوار بود و او نسبت به هدایت شما بسیار پافشاری داشت و نسبت به مؤمنین با رحمت و رأفت بود.
اگر در حسب و نسب او نظر کنید و او را بشناسید مییابید که در بین تمام زنان او تنها پدر من است و در بین تمام مردان او تنها برادر پسر عموی من (علی علیه السلام) است وچه خوب انتسابی است.
او مردم را با حکمت و پند نیکو به راه خدا دعوت نمود. شما بر لبۀ پرتگاه آتش قرار داشتید که پیامبر الهی شما را نجات داد.
فدک_فاطمی
خلیفۀ غاصب بر منبر نشسته بود و مستأصل
صدای بانوی بانوان فضا شهر مدینه را به سکوت واداشته بود. سقیفه جرئت تحرک نداشت؛
فاطمه سلام الله علیها از حکمتِ دستورات پروردگارش سخن راند: خداوند ایمان را طهارت شما از شرک قرار داد، و نماز را دوری از کبر، و زکات را صفای روح و زیادی در روزی، و روزه را تحکیم اخلاص، و حج را بلندی و رفعت دین و احیای سنتها و اعلان شریعت، و عدالت را نظام قلبها و قبولی دین، و اطاعت ما اهل بیت را موجب نظام داشتن ملت، و امامتِ ما را امان از تفرقه و جدایی، و دوستیِ ما و جهاد را عزت اسلام، و صبر را کمکی بر استحقاق اجر، و امر به معروف را باعث مصلحت عمومی، و نهی از منکر را برای تنزیه دین، و نیکی به والدین را حفظ از نارضایتی، و صلۀ ارحام را مایۀ طولانی شدن عمر و کثرت افراد یکدل، و قصاص را حفظ خونها، و وفای به نذر را روزنهای برای بخشش گناهان، و کامل نمودن کیل و وزن را برای حفظ اموال از نقص و ضرر، و نهی از نوشیدن شراب را دوری از پلیدی، و پرهیز از نسبت ناروا به بانوان عفیفه را مانع از لعنت،17 و دوری از دزدی را سبب جلوگیری از اعمال زشت، و نخوردن مال یتیم و برنداشتن آن را پناهی از ظلم، و نهی از زنا را حفظ از غضب الهی، و عدالت در احکام را مایۀ دلگرمی مردم، و ظلم ننمودن در حکم را برای ترس از حق، و حرمت شرک را برای اخلاص در قبول ربوبیت خویش قرار داده است.
پس حمد و ثنای خدایی را بجای آورید که با عظمت و نورش تمام اهل آسمان و زمین در جستجوی وسیلهای به سوی اویند؛ و ما آن وسیلۀ الهی در خلقش هستیم. و ما آل رسول خداییم، و ما مقربان درگاه خدا، و جایگاه قدس او و حجت غیبی الهی و وارث انبیای اوییم.
مردم در حیرت بودند از ضربهای که فاطمه سلام الله علیها بر روح خفتۀ آنان وارد کرد! نهیب او خواب غفلت از سرشان پراند که آیا میدانید چه کسی با شما سخن میگوید؟
ای مردم بدانید من فاطمهام، و پدرم محمد صلی الله علیه و آله که فرستادۀ پروردگارتان و خاتم پیامبرانتان است. کلام اول و آخر من این است، و در این مطلب اشتباه نمیکنم و آنچه انجام میدهم گزاف نیست و سخن به دروغ نمیگویم. پس با گوشهای شنوا و قلبهای آگاه سخن مرا گوش کنید.
آنگاه دختر نبوت، روزهای سخت اسلام و زحمات پدر را یادآور شد: فرستادۀ خدا نزد شما آمد که از شما بود و تحمل مشقت شما بر او دشوار بود و او نسبت به هدایت شما بسیار پافشاری داشت و نسبت به مؤمنین با رحمت و رأفت بود.
اگر در حسب و نسب او نظر کنید و او را بشناسید مییابید که در بین تمام زنان او تنها پدر من است و در بین تمام مردان او تنها برادر پسر عموی من (علی علیه السلام) است وچه خوب انتسابی است.
او مردم را با حکمت و پند نیکو به راه خدا دعوت نمود. شما بر لبۀ پرتگاه آتش قرار داشتید که پیامبر الهی شما را نجات داد.
فدک_فاطمی
- ۸۳۳
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط