بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
پس بحث از اخلاص و پاکی از هر گونه آلودگی، پلیدی و شرک مشارکت دادن غیر در اهداف است که به نیّت بر میگردد نه به شکل فیزیکی عمل یا اعمال.
الف)انسان، دارای جهانبینی نوع نگاه به عالم هستی و اعمالی در آن راستا می باشد که به در قالب عقیده و عمل تجلی مییابد. پس اخلاص در دین، یعنی اعتقاد وعملش از آلودگیهای شرک جلی و شرک خفی و معصیت و ...، مبرا گردد و در تمامی امور خدا در نظر داشته و قرب او را هدف بگیرد.
ب)- بدیهی است کسی که چنین قصدی دارد،ابتدا در عقیده -فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ - میشود، به مبارزه علیه طواغیت درون و برون بر می خیزد و سپس با تجلی دادن هر چه بیشتر اعتقاد به لا إله الاّ الله ایمانش را تقویت میکند و سپس در وادی عمل نیز ابتدا از محرمات و گناهان دوری کرده و سپس به سوی انجام واجبات الهی می رود، منتهی مهم این است که قصدش از ترک حرام و انجام واجب، خدا باشد.
ج)- برای چنین بندهی خالصی، نماز، نماز شب یا غذا خوردن، خوابیدن، معاشرت جنسی با همسر، یا کسب و معاش،یا مواضع سیاسی و ...، فرقی نمی کند، خدا برای هریک ازشئون اعتقادی وعملی انسان دلایل و دستوراتی دارد،او همه را رعایت و اطاعت میکند، البته برای خدا.
احکام الهی هم در کسب معاش، غذا خوردن، معاشرت و ... معلوم و مشخص است، هم در موضع گیری مقابل اشخاص یا جریانها وحوادث. او اگر زیاد نماز بخواند، برای خداست، اگر فقط نمازهای واجب را بخواند، آن هم برای خداست، لذا نه در آن اسراف میکند و نه واجبش قطع می گردد. او وقتی لباس میپوشد، برای خداست وقتی آرایشی میکند برای خداست اگر لطف کند برای خداست و اگر غضب و خشم نماید نیز بر اساس امر خدا و برای خداست. لذا از اظهار نظرها، موضع گیریها، مخالفت ها، موافقتها، خوشایندها و ناخوشایندهای نفسانی و یا مطابق خوشایند دیگران دوری میگزیند.حبّ لله و بغض لله دارد،برای خدا دوست میدارد و برای خدا دشمن می دارد.
د) - بدیهی است انسان با ممارست در این اخلاص، حکیم میگردد، یعنی چشمههای حکمت دردلش میجوشد و این جوشش حکمت به حد انفجار میرسد.(فَجَّرَ اللَّهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ)و از حوزه قلب بر زبانش نیز جاری میشود. (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
پس بحث از اخلاص و پاکی از هر گونه آلودگی، پلیدی و شرک مشارکت دادن غیر در اهداف است که به نیّت بر میگردد نه به شکل فیزیکی عمل یا اعمال.
الف)انسان، دارای جهانبینی نوع نگاه به عالم هستی و اعمالی در آن راستا می باشد که به در قالب عقیده و عمل تجلی مییابد. پس اخلاص در دین، یعنی اعتقاد وعملش از آلودگیهای شرک جلی و شرک خفی و معصیت و ...، مبرا گردد و در تمامی امور خدا در نظر داشته و قرب او را هدف بگیرد.
ب)- بدیهی است کسی که چنین قصدی دارد،ابتدا در عقیده -فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ - میشود، به مبارزه علیه طواغیت درون و برون بر می خیزد و سپس با تجلی دادن هر چه بیشتر اعتقاد به لا إله الاّ الله ایمانش را تقویت میکند و سپس در وادی عمل نیز ابتدا از محرمات و گناهان دوری کرده و سپس به سوی انجام واجبات الهی می رود، منتهی مهم این است که قصدش از ترک حرام و انجام واجب، خدا باشد.
ج)- برای چنین بندهی خالصی، نماز، نماز شب یا غذا خوردن، خوابیدن، معاشرت جنسی با همسر، یا کسب و معاش،یا مواضع سیاسی و ...، فرقی نمی کند، خدا برای هریک ازشئون اعتقادی وعملی انسان دلایل و دستوراتی دارد،او همه را رعایت و اطاعت میکند، البته برای خدا.
احکام الهی هم در کسب معاش، غذا خوردن، معاشرت و ... معلوم و مشخص است، هم در موضع گیری مقابل اشخاص یا جریانها وحوادث. او اگر زیاد نماز بخواند، برای خداست، اگر فقط نمازهای واجب را بخواند، آن هم برای خداست، لذا نه در آن اسراف میکند و نه واجبش قطع می گردد. او وقتی لباس میپوشد، برای خداست وقتی آرایشی میکند برای خداست اگر لطف کند برای خداست و اگر غضب و خشم نماید نیز بر اساس امر خدا و برای خداست. لذا از اظهار نظرها، موضع گیریها، مخالفت ها، موافقتها، خوشایندها و ناخوشایندهای نفسانی و یا مطابق خوشایند دیگران دوری میگزیند.حبّ لله و بغض لله دارد،برای خدا دوست میدارد و برای خدا دشمن می دارد.
د) - بدیهی است انسان با ممارست در این اخلاص، حکیم میگردد، یعنی چشمههای حکمت دردلش میجوشد و این جوشش حکمت به حد انفجار میرسد.(فَجَّرَ اللَّهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ)و از حوزه قلب بر زبانش نیز جاری میشود. (ادامه دارد...)
- ۱۳۹
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط