بعضی وقتا دلم میگیره اشکام میریزه با خودم حرف میزنم میرم
بعضی وقتا دلم میگیره اشکام میریزه با خودم حرف میزنم میرم تنها یه گوشه میشینم فکر میکنم همش سوال میاد تو دلم که جواباشونو نمیتونم پیدا کنم همش چراهمش چرا بعضی شبا قلبم محکم تپشاشو میزنه صدام میزنه حرفای توی دلمه که نمیشه بزنم شاید تو أین یک سال حرفای توی دلمو کلا زده باشم ولی این یکی خَیلی فرقه این یکی رو گذاشتم واسه لعد اون دوماهی رو که گفته بودم دلم همیشه یه حرفی داشته ولی بغضش نمیزاشته حرفشو به فرشید بزنه یه عاشق وقتی قلبش میشکنه دیگه ادم سابق نمیشه دقیقا من کسیو سلطان عشق کردم که یک بار قلبش شکسته بود یه روزی بود ابجیه من اگه یادش باشه من عاشقش کردم عشق با دوست داشتن خَیلی فرق داره دل اگه دل باشه با دیدن عکسم عاشق میشه یاد روزایی افتادم که هر ثانیه که میگذشت عاشق تر میشد چی شد که یهو افت کردم من یه عاشق شیش ساله بودم ولی کسی باور نمیکنه چون فکر میکنه همه چیز تو سنه همه چیزو تجربه کردم از همه چیز دلم پر شده همیشه دلم پر میزد آمون از این دل که پای تو باخت ولی هیچوقت زانو نمیزنم خودمو زمیندازم زمین با قلب داغونم شبامو صبح میکنم اگر مانده بودی روزگارم این نبود اگر میموندی با هیچکس که هیچ با دنیا به این بزرگی هم عوضت نمیکردم...
- ۱۰.۸k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط