زندگی شایـــد آن لحظه مسدودیست
زندگی شایـــد آن لحظه مسدودیست
که نگـــاه من در نی نی چشــمان تو خود را ویـــران می سازد
و در این حسی است
که مـــن آن را با ادراکـــ مــاه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتــاقی که به اندازه یک تنهـــاییست
دل مـــن که به اندازه یک عشقست
به بهـــانه های ســـاده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبــای گل ها در گلدان
به نهـــالی که تو باغچــه خانه مـــان کاشته ای
و به آواز قــناری هـــا
که به انـــدازه یک پنجـــره می خواند
فــروغ فــرخزاد
که نگـــاه من در نی نی چشــمان تو خود را ویـــران می سازد
و در این حسی است
که مـــن آن را با ادراکـــ مــاه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتــاقی که به اندازه یک تنهـــاییست
دل مـــن که به اندازه یک عشقست
به بهـــانه های ســـاده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبــای گل ها در گلدان
به نهـــالی که تو باغچــه خانه مـــان کاشته ای
و به آواز قــناری هـــا
که به انـــدازه یک پنجـــره می خواند
فــروغ فــرخزاد
- ۸۲۳
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط