{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی شایـــد آن لحظه مسدودیست

زندگی شایـــد آن لحظه مسدودیست

که نگـــاه من در نی نی چشــمان تو خود را ویـــران می سازد

و در این حسی است

که مـــن آن را با ادراکـــ مــاه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

در اتــاقی که به اندازه یک تنهـــاییست

دل مـــن که به اندازه یک عشقست

به بهـــانه های ســـاده خوشبختی خود می نگرد

به زوال زیبــای گل ها در گلدان

به نهـــالی که تو باغچــه خانه مـــان کاشته ای

و به آواز قــناری هـــا

که به انـــدازه یک پنجـــره می خواند

فــروغ فــرخزاد
دیدگاه ها (۶)

آرام بــاشحوصله کنآبهای زودگذر هیچ فصلی را نخواهند دیداز ریگ...

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟از کجا وز که خبر آوردی ؟خوش خبر ...

لخوشم با غزلی تازه همینم کافی ستتو مرا باز رساندی به یقینم ،...

بنال ازدردهجران ای نیِ زار  که بی رحمان بریدندت زنیزاربیـا ت...

زندگی شایـــد آن لحظه مسدودیستکه نگـــاه من در نی نی چشــمان...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیستکه نگاه من، در نی‌نی چشمان تو خود...

در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییستدل منکه به اندازه ی یک عش...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیستکه نگاه من، در نی‌نی چشمان تو خود...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیستكه نگاه من در نی نی چشمان تو خود ...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیستکه نگاه من در نی نی چشمان تو خود ...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیستکه نگاه من در نی نی چشمان تو خود ...

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست ک نگاه کن,در نی نی چشمان تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط