دیشب سر شام برق ما رفت که رفت اوضاع من و عیال من شد هشلفت
دیشب سر شام برق ما رفت که رفت اوضاع من و عیال من شد هشلفت در سفره چراغ گردسوزی بنهاد یعنی به میان سفره مان آمد نفت
کم با دل بیقرار من بازی کن هی عشوه گری و ناز و طنازی کن "تحریم" مکن مرا ز نوش لب هات برخیز و به بوسه ای " غنی سازی" کن آن هیکل رعنا و تکت ما را کشت آن پنجه ی نرم و نازکت ما را کشت با پنجه ی خود زدی به من یک سیلی "پنج بعلاوه ی یک" ت ما را کشت آنان که به احمدی نژا(د) مفتخرند هرگز تو مپندار که هالو و خرند دیروز در خانه ی او جمع شدند شاید دو سه تا گوجه فرنگی بخرند:)))
کم با دل بیقرار من بازی کن هی عشوه گری و ناز و طنازی کن "تحریم" مکن مرا ز نوش لب هات برخیز و به بوسه ای " غنی سازی" کن آن هیکل رعنا و تکت ما را کشت آن پنجه ی نرم و نازکت ما را کشت با پنجه ی خود زدی به من یک سیلی "پنج بعلاوه ی یک" ت ما را کشت آنان که به احمدی نژا(د) مفتخرند هرگز تو مپندار که هالو و خرند دیروز در خانه ی او جمع شدند شاید دو سه تا گوجه فرنگی بخرند:)))
- ۲.۴k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط