اینجا هوایم #خوب نیـــــــست !

اینجا هوایم #خوب نیـــــــست !
شبیه به چراغے خسته ،
در انتهای شب
رو به خاموشیم !!!
پلک نمیزنم ،
پایم نمیرود ،
در انجمادِ #خودم گیر کرده ام...
مُشتی توَهُمم !
مُشتی خیــــال !
نایی برای درکِ حقیقت نمانده است...
اینجا هوایم خوب نیـــــــــست !
لابلای عشق های #ساعتـــــے ،
لابلای دقیقه های تکیده ،
لابلای ثانیه های #تبـــــــــــاه ...
زَخمی تر از آنم ڪـــــــه مُدارا شوم...
ای یادگارِ لحظه هایِ گُم شده ام !؟
دیگر برای #آمدنت #دیــــــــــــر است !!! #خیلی دیر ...
دیدگاه ها (۱)

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

برای پدرم که حاجی شدبعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در امده ا...

بعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در آمده امسالشادی از چشمهاش م...

برای پدری که حاجی شد:بعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در آمده ...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط