{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوسی

پارت ۲

زندگی نامه : توی کیوتو ، توی خاندان کویجو به دنیا اوند . این خاندان جوری که ، هر کسی که به دنیا میومد ، یک نفرین هم در درون فرزند تازه متولد شه هم به دنیا میومد ؛ که اون نفرین درون ، در ظاهر دارنده ی نفرین درون ، یک نقطه ضعفی داره (مثلا اوسی من دوتا شاخ داره ) که اگر به اون ها ضربه ی شدیدی وارد بشه نفرین درون آزاد میشه و تا وقتی خود نفرین نخواد به داخل بدن صاحبش ، بر نمیگرده . و معمولا دندون های نیش افراد این خاندان نسبت به آدم های دیگه یکم بلند تره . و اینکه مردم عادی هممیتونن اون نقطه ضعف ها رو ببینن. این خاندان ، در بین جادوگرا ی جوجوتسو خاندان شومی بوده چون که نفرین ها دشمنای اصلی جادوگران . در بین نفرین ها ، افراد این خاندان برای گرفتن و سواستفاده از نفرین درونشون با کشتنشون ، به دردشون می خوره .( این خاندان کلا از دو طرف شانس نیاوردن :/ ) و انسان های عادی هم به خاطر داشتن چیزای عجیب مثل شاخ در ظاهر این افراد ازشدن دوری میکردن و میترسیدن یا مسخرشون میکردن . کویجو مانوکو از فرزندای همین قبیله بود . تا ۱۴ سالگیش با کسی نتونست دوست بشه جز دختری به نام شاکامی هایاکو که بهترین دوست هم دیگه بودن و از کلاس اول تا کلاس نهم با هم دیگه رفیق بودن . تا اینکه توی ۱۴ سالگی مانوکو ، به صورت اتفاقی یکی از شاخاش بریده شد و نفرین درونش برای اولین بار بیرون اومد . چون اون نفرین اولین بارش بود که وارد دنیا ی انسان ها شده بود و نسبتا بچه بود و کنجکاو و هیجان زده شده بود ، باعث به وجود اوندن کلی خرابی شد و توی اون خرابی ۳ نفر کشته شدن . مردمی که مانوکو رو میشناختن و کسایی که فهمیدن تقصیر مانوکو ئه می خواستن شکنجش بدن یا از شهر بندازنش بیرون یا ... هر اتفاقی که خوب نیست ، انجام بدن . اما مانوکو حوصله ی بحث و درگیری نداشت و تصمیم گرفت کلا بره به یه شهر توکیو و اسم و ، سلیقه و ، مدل لباش و مو ، شخصیت و ... رو تغییر بده . ولی قبل از رفتنش از بهترین دارایی عمرش یعنی شاکامی هایاکو خداحافظی کرد و گفت برای اینکه برای پیدا کردن من نیان دنبالت ، کلا قعط ارتباط میکنیم (سر این قضیه عر زدم ...) خلاصه که به شهر توکیو میره و اسمش رو _سویجو ماروکا_ تغییر میده . و میره توی مدرسه ی
جوحوتسو کایسن و با یوجی و مگومی و نوبارا سال اولی میشه .
مانوکو قصد داره که بین نفرین ها و انسان ها صلح به وجود بیاره ، چون خودش یه نیمه انسان و نیمه نفرینه ، برای اولین قدم سعی میکنه به سوکونا نزدیک بشه و جواب داد ! و سوکونا رو توی قلمروی ذهنی سوکونا ملاقات میکنه و سوکونا و مانوکو تا حد زیادی با هم صمیمی و اوکی میشن :) مانوکو این رازی که از خاندان کویجو هست رو اول به سوکونا و بعد به گوجو میگه (با گوجو هم خیلییی صمیمی بوده ولی با سوکونا نسبتا بیشتر . این جوریه که مانوکو با گوجو صمیمیه و گوجو به مانوکو تا حدی وابسته شده ولی مانوکو با سوکونا بیشتر اوکیه ... دلم برای گوجو میسوزه ... )
. بعد از چندین ماه دوستی سوکونا و مانوکو .
( یه نکته و جا گذاشتمم ! از اعتقادات مانوکو اینه که وقتی لازم نیست تا حد امکان از ۱۰۰٪ قدرتت نباید استفاده کنه )
مانوکو داشت با کنجیکو مبارزه میکرد ، ضربه ی شدیدی خورده بود . و یه گوشه افتاده بود و فقط داشت سعی میکرد با تکنیک معکوسش خودشو درمان کنه . کنجیکو یه نفرین درجه ی ویژه میفرسته سمت مانوکو تا کار مانوکو رو تموم کنه که ... دوستش هایاکو بعد از دو سال بر میگرده ( تکنیک هایاکو جذب احساساته ) و نفرین رو جذب خودش می کنه . مقدار انرژی ای که بهش وارد شد بهش آسیب زیادی وارد کرد . به مانوکو گفت : موقعی که رفتی من اومدم توکیو و  کلی تو ی توکیو دنبالت گشتم . ولی کم کم فهمیدن توی مدرسه ی جوجوتسو درس می خونی . وقتی فهمیدم این اتفاقات داره میوفته منم خودمو رسوندم .
( ادامه در پارت بعد )
دیدگاه ها (۱۰)

پاره شدممممممممممم

بدو بخون رمان جدیددددددد### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ ...

آرت ژدید از اوسیم✨قسمت سمت چپ ورژن شیطانیه حاروماست که یکم ی...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

بچه هاا ادیت جدید زدمم ، از کراش اعظم انیمه ایم : یوتا اوکوت...

میخوام رابطه ی میزوکی(اوسیمه و دختره) و گوجو رو بگم مثلا گوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط