گلگشت

گلگشت :::::::::::::::
حکایت .
دو امیر زاده در مصر بودند یکی علم اموخت ودیگری ما اندوخت .
عاقبه الامر لان یکی علامه عصر گشت و واین یکی عزیز مصر شد
پس این توانگر به چشم حقارت در فقیه نظر کردی وگفتی من به سلطنت رسیدم وتو همچنان در مسکنت بماندی گفت
ای برادر شکر نعمت باری عز ایمه همچنان افزونتر است بر من که میراث فرعون وهامان رسید یعنی ملک مصر
عاقبه الامر -سرانجام کار
فقیه -دانشمند در علوم دینی
علامه عصر -دانای زمان
گلستان -جناب سعدی علیه الرحمه
دیدگاه ها (۳)

حکایت ... دو امیر زاده در مصر بودند .یکی علم اموخت ودیگری ما...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

دروغ چرا؟دلم خیلی براتون تنگ شده !💔#فاطمیه #صدیقه_شهیده

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

چنتا از قهرمانان تاریخی سرزمیت رو میشناسی!?

سرمون توكار خودمون باشه.....

بارونِ شمال، عطر خاک، آرامش خونه… 🌧️

«بیانیهٔ اقتدار: پاتک به تهاجمِ فرهنگی؛ مهندسیِ اراده در معم...

تعجب از وطن فروش ها......

از زیباییت کور شدم رفیق..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط