دلم یک حس تازه میخواهد...یک دلخوشی بندانگشتی! یک پاییز می

دلم یک حس تازه میخواهد...یک دلخوشی بندانگشتی! یک پاییز میان تابستان!
مثل حس سبکی بعد از گریه، یا ذوق کودکی دبستانی برای خریدن وسایل مدرسه، یا لذت خیس شدن زیر باران در حیاط مدرسه به بهانه آبخوری، یا حال خوش قرارهای بعد از مدرسه در کوچه، یا حس شیرین بوسه ی مادر بعد از دیدن اولین بیست دیکته مان، یا شارژ شدن بعد از گفتن جمله " به تو افتخار میکنم "پدر، یا انتظار کشیدن برای آخر هفته و قصه های شیرین مادربزرگ، یا جنب و جوش های کودکانه مان برای درست کردن آدم برفی درحیاط پدربزرگ ...
اینها همان هوای تازه اند که در شلوغی های بزرگسالی تبدیل شده اند به خاطره هایی که هر از گاهی عجیب دلم بهانه شان را می گیرد.
دیدگاه ها (۱)

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

.💓 دلم ی حس تازه ای میخوادی دلخوشی بندانگشتی...ی پاییزمیان ت...

دلم یک حس تازه می‌خواهد.یک دلخوشی بندانگشتی.یک پاییز میان تا...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن؟! فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

میدانی چقدر لذت دارد این پاییزها را تنها گذراندن ، فکر کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط