دلم یک حس تازه می‌خواهد

دلم یک حس تازه می‌خواهد.

دلم یک حس تازه می‌خواهد.
یک دلخوشی بندانگشتی.
یک پاییز میان تابستان.
مثل حس سبکی بعد از گریه،
یا ذوق کودکی دبستانی برای خریدن وسایل مدرسه،
یا لذت خیس شدن زیر باران در حیاط مدرسه به بهانه آب‌خوری،
یا حال خوش قرارهای بعد از مدرسه در کوچه،
یا حس شیرین بوسه مادر بعد از دیدن اولین بیست دیکته‌مان،
یا شارژ شدن بعد از گفتن جمله " به تو افتخار می‌کنم "پدر،
یا انتظار کشیدن برای آخر هفته و قصه‌های شیرین مادربزرگ،
یا جنب و جوش های کودکانه مان برای درست کردن آدم برفی در حیاط پدربزرگ...
اینها همان هوای تازه اند که در شلوغی‌های بزرگسالی تبدیل شده‌اند
به خاطره هایی که هر از گاهی عجیب دلم بهانه شان را می گیرد...💚🌱

👤ناهید آقاطبا

#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۹)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

چند پارتی

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

پارت ۳۹

دلم یک حس تازه میخواهد...یک دلخوشی بندانگشتی! یک پاییز میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط