{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنبور عسلی در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد.

زنبور عسلی در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد.


حضرت ابراهیم از او پرسد: زنبور، در اطراف آتش چه می کنی؟

آیا نمی ترسی که سوخته شوی؟

زنبور گفت: یا ابراهیم آمده ام تا آتش را خاموش کنم!
ابراهیم(با خنده) گفت: تو مگر نمی فهمی
آب دهان کوچک تو هیچ تاثیری بر این آتش ندارد؟
زنبور گفت: چرا می خندی یا ابراهیم؟ ]

من به خاموش شدن یا نشدن آتش نمی اندیشم،
بلکه به این می اندیشم که اگر روزی از من بپرسند


آن هنگام که ابراهیم در آتش بود تو چه می کردی؟
بتوانم بگویم من نیز در کار خاموش کردن آتش بودم.
دیدگاه ها (۴)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

یک سگ زیادی ولگرد

زنبور عسلی در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد. ح...

کافران می خواستند مردی خداپرست را در آتش بسوزانند. زنبور عسل...

دلتنگ که می شویهرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آیدمثلاگوشی ر...

💌 نامه شهید آوینی خطاب به حاتمی کیا در سال ۷۱:آقای حاتمی‌کی...

دلتنگ که می شویهرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آیدمثلاگوشی ر...

دلتنگ که می شویهرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آیدمثلاگوشی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط