{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !
زیر قیمت می فروشم ، مشتری دارد کسی؟

با شما ارزان حسابش می کنم ، لطفا بخر !
بوسه جایش می دهی ، با رنگ و بوی اطلسی ؟؟

من شنیدم ، گفته ای باید فراموشت کنم؟؟
من نمردم ، آدم زنده نمی خواهد وصی !

مرگ من ، آنروز می آید که تو با دیگری !
می روی و من بمانم با هجوم بی کسی !

نوشدارو را نیاور ، جامه مشکی بپوش !
تسلیت باید بگویی ، تا کنارم می رسی
دیدگاه ها (۱)

ساقی هم ساقیگری را کنار گذاشت...!!!وقتی دید...اول پیک ها را ...

یک مردِ آریایی، فرهادِ بیقرارمبا عاشقی شریکم، من بیستون تبار...

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ... ...

نگاهی شیشه‌ای دارم به سنگ مردمک‌هایتالفبای دلت معنای «نشکن!»...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی زیر قیمت می فروشم ، مشتری...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط