{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی
زیر قیمت می فروشم ، مشتری دارد کسی؟

با شما ارزان حسابش می کنم لطفا بخر
بوسه جایش می دهی با رنگ و بوی اطلسی

من شنیدم گفته ای باید فراموشت کنم؟!
من نمردم! آدم زنده نمی خواهد وصی

مرگ من آنروز می آید که تو با دیگری
می روی و من بمانم با هجوم بی کسی

نوشدارو را نیاور جامه مشکی بپوش
تسلیت باید بگویی تا کنارم می رسی...
دیدگاه ها (۵)

شعر

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی ! زیر قیمت می فروشم ، مش...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسیزیر قیمت می فروشم ، مشتری ...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط