{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گناه کردن شهدا...

گناه کردن شهدا...

حداقل مثل شهدا گناه کنیم !

صدای انفجار آمد و سنگر رفت هوا. هر چه صدایش زدیم جواب نداد. رفتیم جلو، سرش پر از ترکش شده بود و به زیبایی عروج کرده بود. جیب هایش را خالی کردیم. داخل جیبش کاغذ جالبی پیدا کردیم. نوشته بود:

گناهان هفته
شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل.
یک شنبه: زود تمام کردن نماز شب.
دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر.
سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن.
چهار شنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن.
پنج شنبه: پیش دستی کردن فرمانده در سلام.
جمعه: تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه.
* اسمش حسینی بود تازه رفته بود دبیرستان
دیدگاه ها (۶)

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

پارت ۵۶ آریانا هنوز نمی‌توانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلامممم به ناناصیز های راش...

صدای انفجار آمد و سنگر رفت هوا . هر چه صدایش زدیم جواب نداد....

گناهان هفتهصدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هرچه صداش زدیم، ...

در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید شانزده ساله که گناهان هر روزش ...

در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید شانزده ساله که گناهان هر روزش ...

درتفحص شهدا٬ دفترچه یک شهید ۱۶ ساله که گناهان هر روزش را می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط