{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای انفجار آمد و سنگر رفت هوا . هر چه صدایش زدیم جواب ند

صدای انفجار آمد و سنگر رفت هوا . هر چه صدایش زدیم جواب نداد. رفتیم جلو ، سرش پر از ترکش شده بود و به زیبایی عروج کرد . جیب هایش را خالی کردیم . یک کاغذ جالب داخل جیبش پیدا کردیم. نوشته بود :
گناهان هفته
شنبه : احساس غرور از زدن گل به طرف مقابل
یکشنبه : زود تمام کردن نماز شب
دوشنبه : فراموش کردن سجده شکر
سه شنبه : شب بدون وضو خوابیدن
چهار شنبه : در جمع با صدای بلند خندیدن
پنج شنبه : پیش دستی کردن فرمانده در سلام
جمعه : تمام نکردن صلوات های مخصوص روز جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا.
دیدگاه ها (۳)

بی چادر هم میشود محجبه بود❗ ️ بشرطی که همان شال و مانتودل ن...

بانوی باحجابی داشت در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فران...

دلم به وسعت دنیا گرفته آقا جانازاین زمانه از اینجاگرفته آقا ...

شهید که شوی ،یک بار شهید میشوی...مادر شهید که باشی صد بار......

بالاخره رسیدیم به پارت ۹! اینجا قراره راز جونگ‌کوک و ات حساب...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

پارت ۵۶ آریانا هنوز نمی‌توانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلامممم به ناناصیز های راش...

گناه کردن شهدا...حداقل مثل شهدا گناه کنیم !صدای انفجار آمد و...

گناهان هفتهصدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هرچه صداش زدیم، ...

در تفحص شهدا دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله، که گناهان ه...

درتفحص شهدا٬ دفترچه یک شهید ۱۶ ساله که گناهان هر روزش را می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط