{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیام

خیام

در کـارگـه  کـوزه گـری   بــودم  دوش

دیـدم دو هزار کـوزه  گـویا  و  خـموش

هــر یک به  زبان حــال  با  مـن  گفتند

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه  فروش
دیدگاه ها (۱)

هنگام که گریه می دهد سازاین دود سرشت ابربرپشتهنگام که نیل چش...

زنده یاد فریدون مشیریبر تن خورشید می‌پیچد به نازچادر نیلوفری...

سیمین بهبهانیبده آن قوطی سرخاب مراتا زنم رنگ به بی رنگی ی خو...

سیمین بهبهانیستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های...

خشنودی را ندیدم در کسیگر کسی ماند برایم،نماند منتیهر چه شنید...

P17ویو نویسنده دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه آنیا :اره ...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

فیک:(زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)پارت اولویو ات: ا...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

پارت ۱ساعت ۱۱ و ۴۶ دقیقه شب_جونگکوک:مثل هر شب تو کلابی بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط