🌺 یه وقتی دم دمای

🌺 یه وقتی دم دمای
عید که میشد
وقتی کم کم
دست فروشا
شمع های رنگارنگ و
ماهیای قرمز
بساط میکردن
چه شوقی تموم
وجودمونو فرا میگرفت ...
روزای آخر سال که
مدرسه میرفتیم،
چقدر دوسداشتیم
لباس نوامونو بپوشیم
اما به اصرار مادر و با
کلی اکراه تا سال نو
صبر می کردیم ...
یه وقتی یه روز یا
چند ساعت مونده
به سال تحویل که
ماهی قرمزمون میمرد
انگار که تموم غم
دنیا تو دلمون
جمع شده میشد ...
وقتی سال تحویل میشد
کتاب قرآن مرکز
توجه مون میشد و
عیدی هایی که تا
مدتها دلمون نمیومد
تاش بزنیم ...
یه وقتی عید
چه لذتی داشت ...
چی میشد کودکی
هیچوقت تموم نمیشد ؟🌸

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۱۱۲)

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

✔ ️✅ بچه که بودیم، وقتی لباس میخریدیم تا روز عید، هر روز تنم...

🍃 بچه که بودیم، وقتی لباس میخریدیم تا روز عید، هر روز تنمون ...

بچه كه بوديم .👇😍وقتي لباس ميخريديم تا روز عيد، هر روز تنمون ...

بچـــه که بودیم...وقتی لباس میخریدیم تا روز عید، هر روز تنمو...

بچه که بودیم، وقتی لباس میخریدیم تا روز عید، هر روز تنمون می...

1 سال از رفتنت گذشت مرد افسانه‌ایخیلی دلمون برات تنگ شده...د...

کی میگه ما نسل سوخته و جز غاله شده ایم؟؟؟ ما که تو خونه های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط