{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی
تو حتی باخیالت هم، به فکرم شعر میریزی

منم که تند و بی پروا برایت شعر می گویم
تو هم بر عکس من هستی شدیدا اهل پرهیزی

برایت شعر میسازم تمام خاطراتم را
تو خیلی ساده می گویی عجب شعر غم انگیزی

نگاهت آتشین باشد،دلت مانند یک برکه
گره در دست تو مانده که ذوقم را برانگیزی

بیا خوبی کن و یکبار،صرف از فعل رفتن کن
چه بگریزی زابیاتم که بر زخمم نمک ریزی

عجب چشمی تو داری که برایش شعر میسازم
تو هم در جام من هر دم غمی روی غمی ریزی.....
دیدگاه ها (۳)

کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت ...

چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخوا...

معنی فاصله ها چیست برایم بنویسدرد این واژه سرا چیست برایم بن...

سلام.. رفیقِ با وفای مڹ... سخاوتت را دوست دارم...مثڸ آفتا...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

...شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به ...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

........شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم...

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزیتو حتی باخیالت هم، به فکر...

شدم درگیر چشمانت ؛ تو از آغوش پاییزی"!!!تو حتی با خیالت هم ؛...

شدم درگیر چشمانت تواز آغوشی پاییزیتو حتی با خیالت هم به فکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط