با آغاز جنگ جهانی اول،جریانهای گوناگون سیاسی در ایران آغا
با آغاز جنگ جهانی اول،جریانهای گوناگون سیاسی در ایران آغاز شد و حزب ها و انجمن های مختلف به روی کار آمدند.عارف نیز وارد عرصه شد و تابع جریانی شد که عتاصر ملی در آن بیشتر بودند و چون تجاوزات دولتهای همسایه به کشور بی طرف ایران بیشتر شد ناچار با مجاهدان ایرانی راه کشور عثمانی در پیش گرفت و مدتی در استانبول به سر برد و در سال 1299 به وطن بازگشت.پس از آغاز قیام خراسان به دیدار کلنل محمد تقی خان پسیان رفت و امید به نجات کشور به دست این مرد وطن پرست داشت که آن نیز با شهادت کلنل این امید از بین رفت و هنگامی که خواستند سر کلنل را به بدن ملحق کرده بر روی توپ بگذارند این شعر را سرود:
این سر که نشان سر پرستی است... امروز رها ز قید هستی است...
با دیده عبرتش ببینید...
کاین عاقبت وطن پرستی است...
در جایی نیز در غم مرگ کلنل چنین سرود:
گریه کن که گر سیل خون گری،ثمر ندارد...
ناله ای که ناید ز نای دل،اثر ندارد...
هرکسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد...
دل ز دست غم مفر ندارد...
دیده غیر اشک تر ندارد...
این محرم و صفر ندارد...
گر زنیم چاک جیب جان چه باک...
مرد جز هلاک چاره دگر ندارد...
زندگی دگر ثمر ندارد...
این سر که نشان سر پرستی است... امروز رها ز قید هستی است...
با دیده عبرتش ببینید...
کاین عاقبت وطن پرستی است...
در جایی نیز در غم مرگ کلنل چنین سرود:
گریه کن که گر سیل خون گری،ثمر ندارد...
ناله ای که ناید ز نای دل،اثر ندارد...
هرکسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد...
دل ز دست غم مفر ندارد...
دیده غیر اشک تر ندارد...
این محرم و صفر ندارد...
گر زنیم چاک جیب جان چه باک...
مرد جز هلاک چاره دگر ندارد...
زندگی دگر ثمر ندارد...
- ۱.۲k
- ۰۱ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط