{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوندا... نه آنقدر پاکم که کمکم کنی...

خداوندا... نه آنقدر پاکم که کمکم کنی... و نه آنقدر بدم که رهایم کنی... میان این دو گم شده ام... هم خود و هم تو را آزار میدهم... هرچه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو میخواهی... وهرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی... خدایا... "دستم به آسمانت نمیرسد... اما تو که دستت به زمین میرسد, بلندم کن"...!
دیدگاه ها (۱)

آدم های تنها، عاشق می شوند.. و ...

صبح بخیر

بی خبر رفت

در حضور خارها هم می شود یک یاس بوددر هیاهوی مترسکها پر از اح...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط