{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بَستی در به روی من ، به کوی صبر رو کردم

چو بَستی در به روی من ، به کوی صبر رو کردم
چو دَرمانم نَبخشیدی ، به درد خویش خو کردم !

استاد شهریار
دیدگاه ها (۱)

گر خونِ دلم خوری زِ دستت ندهمزیرا که به خونِ دل به دست آمده‌...

بدترین حال ممکن وسط بودنه‏یه جایی که نه خوبی و نه بد‏یه چیزی...

پدر یعنی: اونی که وقتی پشت سرش از پله ها میای پایین و میبینی...

دلم جز هوایت هوایی نداردلبم غیر نامت نوایی نداردوضو و اذان و...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط