{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

﷽

﷽
نزدیک عملیات بود. می‌دانستم دختردار شده. یک روز دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون.
گفتم: این چیه؟ گفت: عکس دخترمه. گفتم: بده ببینمش.
گفت: خودم هنوز ندیده مش. گفتم: چرا؟
گفت: «الآن موقع عملیاته. می‌ترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده، باشه بعد.
.
#شهید_مهدی_زین_الدین 🌷🌷
.
🕊
.
.
#مهدی_زین_الدین #شهید #شهیدان #شهدا #شهید_گمنام #ایران #رومینا #مذهبی #اسلام
دیدگاه ها (۲)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

غربت زندگی به سبک شهدا? نزدیک عملیات بود. می دانستم دختردا...

‏🦋نزدیك عملیات بودمی‌دونستم تازه دختردار شده.یك روز دیدم سر ...

#در_محضر_شهیدانباشه بعد ....نزدیک عملیات بود . می دانستم دخت...

‏نزدیک عملیات بود؛می‌دونستم تازه دختردار شده.یک روز دیدم سرپ...

نزدیکِ عملیات بود. می‌دونستم مهدی #زین‌الدین دختردار شده. یه...

نزدیک عملیات بود. میدانستم دختر دار شده. یک روز دیدم سر پاکت...

- این چیه؟+ عکس دخترمه- بده ببینمش+ خودم هنوز ندیدمش- چرا؟+ ...

نزدیک عملیات بود. میدانستم دختر دار شده... یک روز دیدم سر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط