{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نزدیک عملیات بود. میدانستم دختر دار شده. یک روز دیدم سر پ

نزدیک عملیات بود. میدانستم دختر دار شده. یک روز دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون.
گفتم :این چیه؟
گفت :عکس دخترمه.
گفتم :بده ببینمش.
گفت :خودم هنوز ندیدمش.
گفتم :چرا؟
گفت :الان موقع عملیاته. میترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه بعد.
دیدگاه ها (۶)

oshgel khanom

jonam

دیروز تو خونه یه تیغ رو زمین بود، ندیدم پامو گذاشتم روش. کف ...

پدرخوانده²p¹چند ماه از ازدواج ا.ت و جونگکوک گذشته بود.زندگی‌...

وقتی دخترشو دوست نداشت

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

چند پارتی نامجون

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

داستان عاشقانه جدید

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط