من به هر جمعیتی نالان شدم

من به هر جمعیتی نالان شدم

جُفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هر کسی از ظَن ِخود شد یارِ من

از درون من نَجُست اسرارِ من

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

#مثنوی_و_معنویهر کسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار ...

هر کسی کو دور ماند از اصل خویشباز جوید روزگار وصل خویش من به...

شور عرفان ...من به هر جمیعتی نالان شـــــدم جفت ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز  جـداییــهـــا  حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط