{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قـلمیِ ســیاه بـر سـپیدی ایــن کــاغذ بـی جــان مـــی لـ

قـلمیِ ســیاه بـر سـپیدی ایــن کــاغذ بـی جــان مـــی لـغزد؛و دل از او می نـویسد؛

دل در پــی او مــیرود و او در پــی مـــن؛

عــاشـقی را پــیشه کــردم و دوســت داشــتن را تــوشه ی راه؛ تـــرانه ی صـــدایش را مــلودی

تــرانه هـایم کــردم؛

تــصویر نـگاهــش را بـر پنجــره ی چشــمانم قــاب گـــرفتم؛

از او دور بــودم و بـا فـــاصله ها جــنگیـدم؛بـی او بــودن هــا را تــاب آوردم؛

دلــتنگی هــا را صــبوری کــردم؛

اســتجابــت عـــاشقانــه هــایم را از تــو خــواستم؛

امــا خــدایا...

چــگونه بـخوانمت که بــنگری دلــتنگی هــایم را؟! حــس کــنی غــم هـایم را و لـمس کـنی تـنهایی هــایم را؟!

کــه بــدانی عــاشقانـه دوسـتش دارم؟! بــدانی تــصـور نـداشتنش و بـه دیــگری سـپردنـش

چــقـدر عـــذابــم مــی دهد؟!

پــلک هـای خــسته ام را کــه می گـــشایم،چــیزی در وجــودم می شــکند،

نــگاهـم بـه نقــطه ای گـــره می خــورد،

دو قــطره اشــک از روی گونــه هــایم ســر می خورنــد

و در مــیان هــــزاران قــطره ی بـی قــرار گــم می شـوند؛

هــمچون مــن کــه در مــیان هـــزاران راه نـــرفتــه و رفــتـه گـــم شــده ام...

دســتانم را بگــیر؛رهــا مـــکن ایــن گــمشده ی خــسته را؛ او را از مــن مـگیر؛

کـه زنـدگی بی او و عــشقش،پــایـان روزهــای عــاشـقانه مــن اســــت؛

پــایــان روزهــایی کــه دیــگر دوســتشان نــخواهم داشــت...
دیدگاه ها (۴)

فضای مجازی واســـه بعضــــیا مثل بهشــت زهـــراست... واسه س...

تو را نمی بخشم..تو را نمی بخشم نه بخاطر اشکهایی که برایت می ...

چه كسي مي داند ، كه چرا چشم من از فاصله ها نمناك است... و چ...

===ஜღȺღஜ=== ميترسم از بعضي آدم ها آدمهایی که امروز دوستت د...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

‌اگه آروم شدی بفرست ........♡︎خدایا ........اگر دلِ من خسته ...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

عاشقانه های شبنم

بس که خوبی کردم آخر پیش تو ارزان شدممن طلا بودم که با خاکستر...

دوست داشتن که تمام نمی‌شود؛فقط گاهی به دلتنگی تبدیل می‌شود.....

در من یک شاعر رمانتیک زندگی می‌کند؛که میان هیاهوی زندگیِ مدر...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط