به روایتی از دوست شهید :

به روایتی از دوست شهید :

سه نفری باهم بودیم. دلمون طاقت نمی آورد توی خونه بمونیم.

سه نفری از حرم حضرت معصومه تا جمکران پیاده رفتیم.

احمد اونروز حال و هوای خاصی داشت.
وقتی رسیدیم جمکران به من گفت: (داداش برام دعا کن دعام کن شهید بشم ).
#شهید_احمد_مکیان
#شهید_مدافع_حرم

#تیپ_فاطمیون
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

fake kookpart*⁷⁵چند روز بعدمنو تهیونگ و جونگکوک داشتیم باهم ...

بسم رب الشهداء...خاطره ای از شهیدمدافع حرم اعطایی در رابطه ب...

بسم رب الشهداء...حاج مهدی اربعین رفته بود کربلا و برگشته بود...

سه پارتی 당신의 미소 پارت ۲

#شهیدمهدی_حسینی خاطره از یکی از رزمنده های یگان #فاتحینسال گ...

(عشق در مدرسه) پارت ۱۷

***delaram*** ***1393/1/8***باذن الله ، بسم ...

بسم رب الشهداء...حاج مهدی اربعین رفته بود کربلا و برگشته بود...

️پیرم کردی مادر!توی دار السلام بهشت زهرا سر مزار یکی از شهدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط