{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتم

آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتم
آتـشـی را در دلـم افـروخـتـی ممنونتم

گوشه چشمی آمدی آشوب در جانم نشست
نـاگـهانی خـرمنـم را ســوخـتـی ممنونتم

خنده مستانه‌ات لب را عطش‌کش کرده بود
آبــرو می‌خـواسـتـم نفـروخـتـی ممنونتم

پند پیران را به گوشم خنده کردی مرحبا
درس خـوبی را بہ من آمـوختـی ممنونتم

می روم در انـزوای خلـوتـم پـنـهان شـوم
اے ڪہ آتش در دلم افــروختی ممنونتم...
دیدگاه ها (۱)

هوای شهر آلوده،به جنگل می گشایم پراز این سیمان بد هیکلاز این...

مرا غم فزون ست و حسرت بسیبرای دل بی پناهم فکری کنیددلم زخمی ...

گریه کن عیبی ندارد ،دل سبکتر میشوددر گلو بغضت بماند ،چشم دل ...

شبم شب تر از هر شب استدو دیده تَر و این تنم در تب استرسد شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط