آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتم
آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتم
آتـشـی را در دلـم افـروخـتـی ممنونتم
گوشه چشمی آمدی آشوب در جانم نشست
نـاگـهانی خـرمنـم را ســوخـتـی ممنونتم
خنده مستانهات لب را عطشکش کرده بود
آبــرو میخـواسـتـم نفـروخـتـی ممنونتم
پند پیران را به گوشم خنده کردی مرحبا
درس خـوبی را بہ من آمـوختـی ممنونتم
می روم در انـزوای خلـوتـم پـنـهان شـوم
اے ڪہ آتش در دلم افــروختی ممنونتم...
آتـشـی را در دلـم افـروخـتـی ممنونتم
گوشه چشمی آمدی آشوب در جانم نشست
نـاگـهانی خـرمنـم را ســوخـتـی ممنونتم
خنده مستانهات لب را عطشکش کرده بود
آبــرو میخـواسـتـم نفـروخـتـی ممنونتم
پند پیران را به گوشم خنده کردی مرحبا
درس خـوبی را بہ من آمـوختـی ممنونتم
می روم در انـزوای خلـوتـم پـنـهان شـوم
اے ڪہ آتش در دلم افــروختی ممنونتم...
- ۴۵۶
- ۳۰ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط