به یاد سیمین بهبهانی :
به یاد سیمین بهبهانی :
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من....
گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا من.....
کجا روم، که راهی به گلشنی ندارم....
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من....
نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس......
چو تخته پاره بر موج، رها ... رها... رها من.....
ز من هر آن که او دور، چو دل به به سینه نزدیک....
به من هر آن که نزدیک ، از او جدا ... جدا من...
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی....
که تر کنم گلویی ، به یاد آشنا من.....
ز بودنم چه افزون....؟ نبودنم چه کاهد...؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من...؟
ستاره ها نهفتم، درآسمان ابری.....
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من.....
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من....
گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا من.....
کجا روم، که راهی به گلشنی ندارم....
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من....
نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس......
چو تخته پاره بر موج، رها ... رها... رها من.....
ز من هر آن که او دور، چو دل به به سینه نزدیک....
به من هر آن که نزدیک ، از او جدا ... جدا من...
نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی....
که تر کنم گلویی ، به یاد آشنا من.....
ز بودنم چه افزون....؟ نبودنم چه کاهد...؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من...؟
ستاره ها نهفتم، درآسمان ابری.....
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من.....
- ۱.۴k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط