{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ #دلنوشته_رمضان

‌ #دلنوشته_رمضان
#سحر_هشتم....
✍ دلبر که تو باشی... جرات بیراهه رفتن، چقدر آسان است...
آنقدر مهربان و دلواپس، به انتظار برگشتنم می نشینی..که گویی جز من، بنده دیگری نداری...

❣مهربانیت... چنان مرا فراگرفته است، که دیگر... از زنگار بی انتهای دلم، نمی ترسم...
تو...همان "جابر العظم الکثیری"... که تمام شکستگی های روح مرا، به ناز یک اشاره ات...جبران می کنی...

❄️مهمانی ات.... سر و روی سپید، می خواهد..
و...من...سیه چرده ترین، مهمان، خوان ضیافت توام...
اما....؛
با همه سیه دلی ام... پشتم چنان به آغوش مهربان تو گررررم است که... از خودم، نمی هراسم...
یقین دارم...که یک نگاه تو...عالمی را زیر و رو می کند...
چه رسد به روح کوچک و فقیر من!!

❄️هشتمین بزم مستانه مان هم رسید...دلبرم
و من چنان، از برق چشمانت، به رقص آمده ام...که برای ادراک دوباره لذتش... هزار تشنگی دیگر را، به جان می خرم....

💓حجله گاه عاشقی ام را گسترده ام...؛
سجاده ام...منتظر قدوم توست....
قنوت می گیرم... در هشتمین ملاقات شاه و گدا....
به امید جرعه ای دیگر...
پیمانه ام را، بالا آورده ام.....
کمی ع ش ق... برایم می ریزی...خداااا ؟

#جامانده

سید پیمان موسوی طباطبایی
دیدگاه ها (۱۲)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

│دل نوشته سحرگاهے🌙 │سحر نهم...دلبر که تو باشی؛ جرات بیراهه ر...

عاشقانه های شبنم با خدا

‌ #دلنوشته_رمضان سحر دهم.....✍ این بار، تو قلم را در دستان م...

‌ #دلنوشته_رمضان سحر سوم.... ✏️سلام... ستاره غریب زمیندو سحر...

‌ #دلنوشته_رمضان سحر ششم..... ✍ پنج سفره از ضیافتت، جمع شد.....

بسم الله الرحمن الرحیم حسبی الله لا اله الا هوعلیه توکل و هو...

الا ای چشمه نور خدا در خاک ظلمانیزمین با نور اخلاق تو می‌گرد...

باز آمــدی به بزم باده نوشـان شکیـبا که دلارام عاشقـان شـوی....

به نام آنکه درجان و روان استتوانایی دهِ هر ناتوانستبا توکل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط