باباجون...
باباجون...
انگار ملایک تو را از میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند چه زود ما را به فراموشی سپردی!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی؟
همه را میبینم اما جز تو که خاطره ای شدی برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تو را به آغوش کشید و با خود برد را هرگز نخواهم بخشید.
تو میان بودنت و یادت, یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.
انگار ملایک تو را از میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند چه زود ما را به فراموشی سپردی!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی؟
همه را میبینم اما جز تو که خاطره ای شدی برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تو را به آغوش کشید و با خود برد را هرگز نخواهم بخشید.
تو میان بودنت و یادت, یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.
- ۲.۰k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط