ادامه

(دوساعت بعد)
تو این دو ساعت همینجوری بی حرکت بودی که متوجه شدی در خونه توسط یه نفر باز شد
اینکه چانگبین بود خیلی تابلو بود..خب کی باید باشه مگه؟
چانگبین با لبخند وارد خونه شد اما با دیدن تو داخل اون وضعیت خندش ناپدید شد
سریع اومد پیشت نشست و دستاتو تو دستاش گرفت
+کدوم کثافتی این بلا رو سرت آورده؟(بغض)
نمیتونستی چیزی بگی ، میترسیدی ناراحت شه
+همش تقصیر منه(بغض)
سرشو روت دستات گذاشت و شروع کرد به گریه کردن
اینکه خودشو مقصر میدونست رو مخت بود
با گریش یه جوری میشدی ، انگار که داشتن چکش رو میکوبیدن به قلبت
سرشو با دستات اوردی بالا
_چانگبینا تو مقصر نیستی ، هیچ اشکالی نداره داشتن هرچیز خوبی یه سختایی داره..منم بخاطر عشقی که به تو دارم این سختی رو تحمل میکنم
+هق نه ا.ت من نمیخوام اتفاقی برای تو بیوفته(گریه)
+بیا جدا شیم(گریه)
با این حرفش خیلی ناراحت شدی
_یااا سئو چانگبین حواست به چیزی که داری میگی باشه…یعنی چی که جدا بشیم؟مگه به همین راحتیه اینکه عشقی که بهم داریم رو بخاطر یه مشت آدم بی ارزش خراب کنیم؟
+هق ولی تو..(گریه)
نزاشتی حرفشو کامل بزنه و بوسیدیش
_بخاطر تو مرگ هم تحمل میکنم اینا که چیزی نیست(لبخند)
+دوستت دارم ا.ت!(لبخند)
(پایان)
#استری_کیدز
#بنگچان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#جونگین
#تکپارتی
#چندپارتی
#وانشات
#سناریو
#تصورکن
#فیک
#فیکشن
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو سو پارت اخر

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨموضوع: اگه حواسشون ...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

سناریو هانما پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

سناریو کازتورا پارت اخر

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

سناریو خط قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط