{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفت

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفت
پر زدم تا چشم تو تقدیر بالم را گرفت

لحظه ی سبزِ بهارِ سینِ سالم زرد شد
بخت بد "بیچارگی" تحویل سالم را گرفت

انقَدَر در خانه ی تاریکِ قلبم ریشه داد
تا که آخر شادیِ نوپا و کالم را گرفت

رو به روی جاده ی دیوانگی قالم گذاشت
در پس دیوانگی "پاییز" فالم را گرفت
دیدگاه ها (۲)

آمدم عاشق شوم #پاییز حالم را گرفتپر زدم تا چشم تو تقدیر بالم...

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفتپر زدم تا چشم تو تقدیر بالم ...

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفت پر زدم تا چشم تو تقدیر بالم...

آمدم عاشق شوم پاییز حالم را گرفتپر زدم تا چشم تو تقدیر بالم ...

Shamim Yas@:آمدم‌عاشق‌شومپاییز‌حالم‌راگرفتپر‌زدم‌تا‌چشم‌توتق...

هر لحظه میچینم برایت بغضِ کالم راپُر میکنم از میوه ی احساس ش...

پیشم بمان ، که نارس و کالم بدون تودرگیر وحشت است خیالم بدون ...

خواب دیدم زنی کولی شبی فالم گرفتخط دستم خواند و او این بار ه...

شکسته بال

عاشقانه ها با من رفت و آمد نکن! رفتن فعل قشنگی نیست با من ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط