{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را

به هر گل می‌رسم می‌بویم او را
گل من نی بود این و نه آنست

گل من مهدی صاحب زمان است
دلم اندر هوایش می‌زند پر

شرر افکنده بر جانم چو آذر
خوش آن روزی که باشم یاور او

به مانند گدایان بر در او
خوش آن روزی که من پروانه باشم

فدای آن گل یکدانه باشم
خوش آن روزی که من بر عهد دیرین

نثار او کنم این جان شیرین
الا ای گل کجایی جان فدایت

چه باشد گر که گردم خاک پایت
ز درد انتظارت جان به لب شد

تن فرسوده‌ام در تاب و تب شد
بسی رفتند و مردند از فراقت

ندیدند در جهان آن روی ماهت
دیدگاه ها (۱)

سلام ای جهان من

گل من مهدی صاحب زمان ...گلی🌹 گم کرده‌ام می‌جویم او رابه هر گ...

تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد واشک من تو را بد...

تلخ و افسرده / فریدون مشیری تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کو...

خیلی زیباست...زیباترین شعر هستی... مادرم...تو را می ستایم......

در شب یلدای عشقت شب نشین باده ام..خسته از دلتنگی‌ات با جان ه...

الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو س...

الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط