زندگي شهيد والا مقام حاج محمد ابراهيم همت
زندگي شهيد والا مقام حاج محمد ابراهيم همت
دوران سربازي :
در سال 1352 مقطع دبيرستان را با موفقيت پشت سرگذاشت و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. پس از دريافت مدرك تحصيلي به سربازي رفت به گفته خودش تلخترين دوران عمرش همان دوسال سربازي بود در لشكر توپخانه اصفهان مسؤوليت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود.
ماه مبارك رمضان فرا رسيد، ابراهيم در ميان برخي از سربازان همفكر خود به ديگر سربازان پيام فرستاد كه آنها هم اگر سعي كنند تمام روزهاي رمضان را روزه بگيرند، ميتوانند به هنگام سحري به آشپزخانه بيايند.
«ناجي» معدوم فرمانده لشكر، وقتي كه از اين توصيه ابراهيم و روزه گرفتن عدهاي از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگي بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل كنند. پس از اين جريان ابراهيم گفته بود:
« اگر آن روز با چند تير مغزم را متلاشي ميكردند برايم گواراتر از اين بود كه با چشمان خود ببينم كه چگونه اين از خدا بيخبران فرمان ميدهند تا حرمت مقدسترين فريضه دينمان را بشكنيم و تكليف الهي را زيرپا بگذاريم. »
امّا اين دوسال براي شخصي چون ابراهيم چندان خالي از لطف هم نبود؛ زيرا در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفكر و انقلابي مخالف رژيم ستمشاهي آشنا شود و به تعدادي از كتب ممنوعه (از نظر ساواك) دست يابد.
مطالعه آن كتابها كه مخفيانه و توسط برخي از دوستان، برايش فراهم ميشد تأثير عميق و سازندهاي در روح و جان محمدابراهيم گذاشت و به روشنايي انديشه و انتخاب راهش كمك شاياني كرد. مطالعه همان كتابها و برخورد و آشنايي با بعضي از دوستان، باعث شد كه ابراهيم فعاليتهاي خود را عليه رژيم ستمشاهي آغاز كند و به روشنگري مردم و افشاي چهره طاغوت بپردازد.
دوران سربازي :
در سال 1352 مقطع دبيرستان را با موفقيت پشت سرگذاشت و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. پس از دريافت مدرك تحصيلي به سربازي رفت به گفته خودش تلخترين دوران عمرش همان دوسال سربازي بود در لشكر توپخانه اصفهان مسؤوليت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود.
ماه مبارك رمضان فرا رسيد، ابراهيم در ميان برخي از سربازان همفكر خود به ديگر سربازان پيام فرستاد كه آنها هم اگر سعي كنند تمام روزهاي رمضان را روزه بگيرند، ميتوانند به هنگام سحري به آشپزخانه بيايند.
«ناجي» معدوم فرمانده لشكر، وقتي كه از اين توصيه ابراهيم و روزه گرفتن عدهاي از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگي بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل كنند. پس از اين جريان ابراهيم گفته بود:
« اگر آن روز با چند تير مغزم را متلاشي ميكردند برايم گواراتر از اين بود كه با چشمان خود ببينم كه چگونه اين از خدا بيخبران فرمان ميدهند تا حرمت مقدسترين فريضه دينمان را بشكنيم و تكليف الهي را زيرپا بگذاريم. »
امّا اين دوسال براي شخصي چون ابراهيم چندان خالي از لطف هم نبود؛ زيرا در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفكر و انقلابي مخالف رژيم ستمشاهي آشنا شود و به تعدادي از كتب ممنوعه (از نظر ساواك) دست يابد.
مطالعه آن كتابها كه مخفيانه و توسط برخي از دوستان، برايش فراهم ميشد تأثير عميق و سازندهاي در روح و جان محمدابراهيم گذاشت و به روشنايي انديشه و انتخاب راهش كمك شاياني كرد. مطالعه همان كتابها و برخورد و آشنايي با بعضي از دوستان، باعث شد كه ابراهيم فعاليتهاي خود را عليه رژيم ستمشاهي آغاز كند و به روشنگري مردم و افشاي چهره طاغوت بپردازد.
- ۲۱۷
- ۲۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط