دوران معلمي:
دوران معلمي:
پس از پايان دوران سربازي و بازگشت به زادگاهش شغل معلمي را برگزيد. در روستاها مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرزوبوم همت گماشت.
ابراهيم در اين دوران نيز با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي ارتباط پيدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصيت حضرت امام (ره) بيشتر آشنا شد. به دنبال اين آشنايي و شناخت، سعي ميكرد تا در محيط مدرسه و كلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامي و انديشه هاي انقلابي حضرت امام (ره) و يارانش آشنا كند.
او در تشويق و ترغيب دانش آموزان به مطالعه و كسب بينش و آگاهي سعي وافري داشت و همين امور سبب شد كه چندين نوبت از طرف ساواك به او اخطار شود. ليكن روح بزرگ و بيباك او به همه آن اخطارها بياعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندك تزلزلي پي ميگرفت و از تربيت شاگردان خود لحظهاي غفلت نميورزيد.
با گسترش تدريجي انقلاب اسلامي، ابراهيم پرچمداري جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وي به شهرضا براي تدريس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزهعلميه قم برقرار شد و بطور مستمر براي گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانيون و دريافت اعلاميه و نوار به قم رفت وآمد ميكرد.
سخنرانيهاي پرشور و آتشين او عليه رژيم كه بدون مصلحت انديشي انجام ميشد، مأمورين رژيم را به تعقيب وي واداشته بود، به گونهاي كه او شهربه شهر ميگشت تا از دستگيري درامان باشد.
نخست به شهر فيروزآباد رفت و مدتي در آنجا دست به تبليغ و ارشاد مردم زد. پس از چندي به ياسوج رفت. موقعي كه درصدد دستگيري وي برآمدند به دوگنبدان عزيمت كرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سكني گزيد. در اين دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژيم ستمشاهي و اعمال وحشيانهاش عكسالعمل نشان ميدادند و ابراهيم احساس كرد كه براي سازماندهي تظاهرات بايد به شهرضا برگردد.
بعد از بازگشت به شهر خود در كشاندن مردم به خيابانها و انجام تظاهرات عليه رژيم، فعاليت و كوشش خود را افزايش داد تا اينكه در يكي از راهپيماييهاي پرشورمردمي، قطعنامه مهمي كه يكي از بندهاي آن انحلال ساواك بود، توسط شهيد همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ايشان توسط فرماندار نظامي اصفهان، سرلشكر معدوم «ناجي»، صادر گرديد.
مأموران رژيم در هرفرصتي در پي آن بودند كه اين فرزند شجاع و رشيد اسلام را از پاي درآورند، ولي او با تغيير لباس وقيافه، مبارزات ضددولتي خود را دنبال ميكرد تا اينكه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني ره، به پيروزي رسيد.
پس از پايان دوران سربازي و بازگشت به زادگاهش شغل معلمي را برگزيد. در روستاها مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرزوبوم همت گماشت.
ابراهيم در اين دوران نيز با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي ارتباط پيدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصيت حضرت امام (ره) بيشتر آشنا شد. به دنبال اين آشنايي و شناخت، سعي ميكرد تا در محيط مدرسه و كلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامي و انديشه هاي انقلابي حضرت امام (ره) و يارانش آشنا كند.
او در تشويق و ترغيب دانش آموزان به مطالعه و كسب بينش و آگاهي سعي وافري داشت و همين امور سبب شد كه چندين نوبت از طرف ساواك به او اخطار شود. ليكن روح بزرگ و بيباك او به همه آن اخطارها بياعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندك تزلزلي پي ميگرفت و از تربيت شاگردان خود لحظهاي غفلت نميورزيد.
با گسترش تدريجي انقلاب اسلامي، ابراهيم پرچمداري جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وي به شهرضا براي تدريس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزهعلميه قم برقرار شد و بطور مستمر براي گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانيون و دريافت اعلاميه و نوار به قم رفت وآمد ميكرد.
سخنرانيهاي پرشور و آتشين او عليه رژيم كه بدون مصلحت انديشي انجام ميشد، مأمورين رژيم را به تعقيب وي واداشته بود، به گونهاي كه او شهربه شهر ميگشت تا از دستگيري درامان باشد.
نخست به شهر فيروزآباد رفت و مدتي در آنجا دست به تبليغ و ارشاد مردم زد. پس از چندي به ياسوج رفت. موقعي كه درصدد دستگيري وي برآمدند به دوگنبدان عزيمت كرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سكني گزيد. در اين دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژيم ستمشاهي و اعمال وحشيانهاش عكسالعمل نشان ميدادند و ابراهيم احساس كرد كه براي سازماندهي تظاهرات بايد به شهرضا برگردد.
بعد از بازگشت به شهر خود در كشاندن مردم به خيابانها و انجام تظاهرات عليه رژيم، فعاليت و كوشش خود را افزايش داد تا اينكه در يكي از راهپيماييهاي پرشورمردمي، قطعنامه مهمي كه يكي از بندهاي آن انحلال ساواك بود، توسط شهيد همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ايشان توسط فرماندار نظامي اصفهان، سرلشكر معدوم «ناجي»، صادر گرديد.
مأموران رژيم در هرفرصتي در پي آن بودند كه اين فرزند شجاع و رشيد اسلام را از پاي درآورند، ولي او با تغيير لباس وقيافه، مبارزات ضددولتي خود را دنبال ميكرد تا اينكه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني ره، به پيروزي رسيد.
- ۵۱۲
- ۲۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط