{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمونه ای از شجاعت امام حسین ( ع )

نمونه ای از شجاعت امام حسین ( ع )
در آن هنگام که سپاه حر با سپاه امام حسین ( ع ) به هم رسیدند ، و حر با امام حسین ( ع ) به گفتگو پرداخت ، حر به عنوان نصیحت به امام حسین ( ع ) عرض کرد : ( من برای خدا تو را در مورد حفظ جانت هشیار میدهم و گواهی میدهم که اگر کار به جنگ بکشد قطعا کشته خواهی شد ) .
امام حسین ( ع ) این پاسخ قاطعانه را که بیانگر شجاعت و صلابت او است داد و فرمود : آیا مرا از مرگ می ترسانی ؟ آیا اگر مرا بکشید برای شما مرگ نیست . من همان را می گویم که آن مسلمان اوسی هنگام حرکت به جبهه گفت : آن هنگام که پسر عمویش او را ترسانید و گفت : کجا می روی ، مرگ در کار است ؟ او در پاسخ گفت :
ساءمضی و ما بالموت عار علی الفتی
اذا اما نوی حقا و جاهد مسلما
وواسی الرجال الصالحین بنفسه
و فارق مثبورا و خالف مجرما
فان عشت لم اندم و ان مت لم الم
کفی بک ذلا ان تعیش و ترغما
( من می روم و مرگ برای جوان و جوانمردم ننگ نیست هنگامی که نیتش حق باشد و در راه اسلام بجنگد .
و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند واز هلاک شدگان ( در دین ) جدا گشته و با مجرم مخالفت کند .
پس در این صورت اگر زنده بمانم پشیمان نیستم و از مردم سرزنشی ندارم ، و این ذلت تو را بس که زنده بمانی و ببینی تو را به خاک بمالند ) ( و ذلیل شوی ) ( 59 ) .
دیدگاه ها (۲)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

گاهی در تاریخ، انسان‌هایی می‌آیند که زندگی‌شان تنها متعلق به...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط